تبليغاتX
آموزگار ناشنوايان
آموزش وتوانبخشي ناشنوايان
 

 تقديم به همه ي معلّمان ، به ويزه معلّمان دانش آموزان استثنايي

از یک کلام جان فزا ، صد مرده احیا می کنی
هنگام تعلیم سخن ، کار مسیحا  می کنی
هردم که می گویی سخن ، جان می دهی مارا به تن
درجان دمیدن در بدن ، اعجاز عیسی می کنی
با دانش خود هر زمان ، بخشی حیات جاودان
خضری وآب زندگی ، در ساغر ما می کنی
دستت چوشد از گچ سپید ، آمد ید بیضا پدید
یعنی به هنگام عمل ، اعجاز موسی می کنی
نوحی و با کشتی خود ، ما را به ساحل می بری
چون ناخدایی  با خدا ، رو سوی دریا می کنی
طاغوتها شد سرنگون ، از ضربه ی گفتار تو
همچون خلیل بت شکن ، راز بت افشا می کنی
موسی یدی عیسی دمی ، فرزند پاک آدمی
در کار آدم پروری ، پیغمبری ها می کنی
احمدمعلّم بوده است ، خود این سخن فرموده است
با پیروی از نقش او ، نقش خود ایفا می کنی
شغل تو شغل انبیا ، گفتِ تو گفتار خدا
اقرإ باسمه گویی و ، درس خود انشا می کنی
نادان که جانش مرده است ، کوری که دل افسرده است
با معجز خود هر دو را ، دانا و بینا می کنی
با مهر و با لطف و صفا ، دل را تسلّی می دهی
با دانش و دین و هنر ، جان را مداوا می کنی
جویند ی یابنده ای ، درکشف استعداد ها
هر گوهر نایاب را ، با شوق پیدا می کنی
بس قوّه ها آید به فعل ، از قدرت گفتار تو
هر غنچه ی نشکفته را ، چون گل شکوفا می کنی
انسان انسان پروری ، گر درحقیقت بنگری
درنقش شاگردان خود ،خود را تماشا می کنی
تنها نه با علم و عمل ، اندیشه ها می پروری
از عشق در دلهای ما ، صد شور برپا می کنی
در پرتو خود ساختی ، از ذرّه ها خورشید ها
هر روز خورشید دگر تقدیم دنیا می کنی
هرگز نداری غیر حقّ ، از حقّ تمنّای دگر
گر غیر حقّ باشد یقین ، ترک تمنّا می کنی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:29  توسط سيدحسين قاسمي  | 

                         روند تجویز سمعک

                            روند تجويز سمعك

1-ارزیابی((Assessment : تعیین اندازه و مقدار کم شنوایی و تعیین کاندیداتوری برای سمعک بر اساس کم شنوایی(PTA) و پرسشنامه ی خود ارزیاب و تاریخچه بیمار.

     ارزيابي شنوايي     اتوسكوپي

الف:حداقل موارد ارزیابی:
-تهیه ی شرح حال
-اتوسکوپی
- ارزیابی ادیولوژی
- آستانه های ناراحتی به تفکیک فرکانس(LDL)
ب:ارزیابی توانبخشی شنوایی:
- به کار گیری روش های بیمار محور
- استفاده از ابزار ارزیابی مانند پرسش نامه
- توجه به شرایط فیزیکی،فیزیولوژیکی،اجتماعی و ارتباطی بیمار
- تعیین این که آیا منابع انسانی و مالی برای حمایت توانبخشی ادیولوژیک کافی است یا خیر.
ج: پیامد های ارزیابی:
- تعیین نوع و مقدار کم شنوایی
- تعیین نیاز برای درمان دارویی یا جراحی
- تهیه ی نتایج ادیومتریک و توصیه ها از طریق مشاوره مناسب
- تعیین کاندیداتوری وانگیزه برای توان بخشی شنیداری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 11:37  توسط سيدحسين قاسمي  | 

 

                                      روش شنوايي – كلامي یا AVT چیست؟

روش شنوايي-كلامي (AVT) پيامد طبيعي پيشرفت ‌هاي اخير در دانش، مهارت و فناوری است. با استفاده از سمعك ‌هاي پیشرفته امروزی و پروتزهای كاشت حلزون، بيشتر كودكان کم شنوا مي‌توانند از طريق گوش دادن، به گفتار دست پیدا کنند.

 رسالت AVT كمك به كودكان کم شنوا در استفاده از توانایی گوش دادن و شنيدن براي برقراري ارتباط گفتاری است.

                             توانبخشي شنيداري - كلامي

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 8:56  توسط سيدحسين قاسمي  | 

 

مادامي كه تلخي زندگي ديگران را شيرين مي كني

 بدان كه زندگي مي كني .

                                                       (( هلن كلر ))

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 8:24  توسط سيدحسين قاسمي  | 

 

شعار روز جهاني معلولين سال2011

To  gether for a better world for all

دنيايي بهتر براي همه، با كمك يكديگر

                             قطعه ای از شما نزد خدا به امانت مانده است

چرخ ویلچر می چرخد و چشمانی آینده را می پیماید.
پاهای مردد و چشمانی تاریک، خبر از حضور روشن دلی می دهد با یک سبد طراوت و امید.
آن سوتر مردی به نماز ایستاده که تکبیر او را فرشتگان، احرام می بندند و هزار بار بر جای خالی دستانش بوسه می زنند.
و حالا اشاره های دست دخترکی، دنیایی پر از فریادهای سکوت را به تصویر می کشد.
1. با چرخیدن چرخ ویلچرت، جهان نیز می چرخد. جهانی که تو خود ساخته ای، جهانی زیبا که حتی انسان های بدون ویلچر، آنان که بر پا ایستاده اند، هرگز طعم شیرین آن را نخواهند چشید. جسم نشسته تو، بلندتر از قامت هر ایستاده ای سر به آسمان می ساید و تو چرخ ها را می دوانی تا قصیده بلند توانایی ات را برای چشم هایی که تو را ناتوان می بینند، بخوانی، ای قافیه خوش وزن شعر پویش و امید. تو در تقدیر خویش انسانی را دیده ای که پاهایش به امانت نزد خدا مانده است. هم چنان چرخ را بچرخان، تا جهان زیبای تو بگردد.
2. تو را می نگرم، نه آن چنان که دیگران تو را می بینند. کیست همچون تو که نور خدا در درونش جاریست؟! چشمانت را بسته ای تا مبادا با ارمغان نور خدا، زشتی ها را ببینی. تو با گام هایت دالان های طولانی پر از نور امید را می شکافی. تو در درونت قصرهای سر به فلک کشیده از روشنی ساخته ای که دست بینایی به آن نمی رسد. قصرهایی که خشت خشت آن را با چشم دل دیده ای و بر هم نهاده ای. با توام! بنشین و ساعتی جهان نورانی درونت را برایم بازگو، برای منی که سال هاست چشم می چرخانم و هیچ نمی بینم.
3. پاهایش خوب می دانند که کمی بالاتر، جای خالی ده انگشت خودنمایی می کند و پاهایش عهد کرده اند که جای خالی دست ها را پر کنند. خدا دست های تو را گرفته تا جانی پاک و توانی خدایی نثارت کند. اینک، تو دست هایی داری به وسعت آسمان، به وسعت آبی بی کران و آسمان در نماز برایت قنوت می بندد، دست هایی داری با انگشتری ماه نشانی و در حلقه تسبیح تو سی و چهار ستاره سو سو می زنند. من دست هایی می خواهم چون تو به وسعت آبی آسمان.
با من سخن بگو، ای گویای خاموش! که خسته ام از هیاهوی آدم های رنگ رنگ. با من سخن بگو که حرف هایت را با تمام وجود احساس می کنم. چشم هایت چه خوب راز درونی ات را فاش می کنند. همیشه چشم ها بهتر از زبان سخن می گویند. با چشمانت با من سخن بگو که چشم ها هرگز دروغ نمی گویند.
ای معنی صبر! خوشا به حالت که قطعه ای از وجودت نزد خدا به امانت مانده است. چشمه های روشن امید در وجودت جوشانِ جوشان باد!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 22:12  توسط سيدحسين قاسمي  | 

     

بنیانگذار آموزش ناشنوایان در ایران

چهارم آذرماه سالروز درگذشت بنیانگذار آموزش ناشنوایان در ایران، جبارباغچه بان است.استاد جبارباغچه بان( عسکرزاده) یکی از خادمان پرتلاش فرهنگ ایران و به معنای واقعی کلمه معلم بود. زنده یاد باغچه بان سال 1297 شمسی،آموزگاری را در شهر مرند آذربایجان آغاز کرد . بعدها به مناسبت تاسیس نخستین کودکستان خود در تبریز، به نام باغچه اطفال نام خانوادگی خود را  به باغچه بان تغییرداد.باغچه بان را باید اولین کسی دانست که در ایران آموزش سمعی وبصری را به نظام آموزشی کشور ما وارد کرد.او با خلاقیت خاص خود، وسایل سمعی وبصری می ساخت تا به وسیله آن به دانش آموزان کودکستانی بیشتر و بهتر بیاموزد.ایجاد آموزش قبل از دبستان و بنیانگذاری آموزش و پرورش ناشنوایان در ایران از افتخارات باغچه بان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 23:3  توسط سيدحسين قاسمي  | 

 

             يا علي (ع) يا فاطمه (س) 

        زين همرهان سست عناصر دلم گرفت

                                 شير خدا و رستم دستانم آرزوست

بنمــای رخ که باغ و گلســـتانم آرزوســــت     بگشای لَب که قَند فراوانم آرزوســت

ای آفتــــاب حُســن، برون آ ، دمــی زِ ابـــر     کان چهره ی مُشَعشَعِ تابانم آرزوست

بشنیــــدم از هـــوای تـــو آواز طبـل، بــاز     باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوســت

گفتــی زِ نـــاز: بیش مـــرنجان مـــرا، بــرو     آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیســــت     وان ناز و باز تندی دربانم آرزوســـت

در دست هر که هست ز خوبی قراضه هاست     آن معدن مَلاحت و آن کانم آرزوست

این نان و آب چرخ چــو سیلیســت بــی وفا      من ماهیم، نهـــنگم، عمّــانم آرزوست

یعقــوب وار « وا اَسَفـــا ها » هَمــــی زَنـــم     دیدار خوب یوسفِ کنعانم آرزوســت

ولله که شهـــــر بی تو مرا حبــس می شـود     آوارگـــی و کـــوه و بیابانم آرزوسـت

زین همرهان سُست عناصر دلـــم گرفــت        شیـــر خـدا و رستم دستانم آرزوست

جانـم ملــول گشت زِ فرعــون و ظلــــم او     آن نور روی موسیِ عَمرانم آرزوسـت

زین خَلقِ پُرشکایتِ گریــان، شدم مَلــــول     آن های هوی و نعره ی مستانم آرزوست

گــویا تَرم زِ بلبــل، امّــا زِ رَشـــکِ عــــام     مُهــــر است بر دهانم و اَفغانم آرزوست

دی شیــخ با چراغ هَمــی گشت گرد شهـر     کز دیــو و دَد ملــولم و انسـانم آرزوست

گفتنـــد یافـت مــی نشود، جسـته ایم مـــا      گفت آن که یافت می نشود، آنم آرزوست

هر چند مُفلســـم، نپذیرم عقیـــــقِ خُــرد     کانِ عقیــقِ نـــادرِ ارزانـــــم آرزوســـت

پنــهان زِ دیده ها و همــه دیده ها زِ اوست     آن آشــکار صنعت پنهـــانم آرزوســـت

خـــود، کار من گذشـــت زِ هر آرزو و آز      از کان و از مکان پـــــیِ ارکانم آرزوست

گوشم شنیـــد قصه ی ایمـــان و مسـت شد    کو قسـم چشــم صورتِ ایمــانم آرزوست

یک دســت جام باده و یک دســت جَعدِ یار     رقصــی چنین میانه ی میــدانم آرزوســت

مـی گویــد آن رُباب که مُـــردم ز انتــــظار     دست و کنـــار و زخمه ی عُثمانم آرزوست

من هم رُبــاب عشقــم و عشقــم رُبابی ست     وان لطف های زخمه ی رحمــانم آرزوست

مولوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 12:56  توسط سيدحسين قاسمي  | 

    

        سعدی شیرازی:

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

         برآمد صبح و بوي نوروز

          خواجوی کرمانی:

خیمة ي نوروز بر صحرا زدند

چارطاق لعل بر خضرا زدند

لاله را بنگر که گویی عرشیان

کرسی از یاقوت برمینا زدند

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 8:49  توسط سيدحسين قاسمي  | 


روز جهاني معلولان
   
  بر اساس بررسي هاي تخميني سازمان ملل متحد 500 ميليون معلول در دنيا زندگي  مي كنند و اين رقم همه ساله روبه افزايش است. درگيريها و كشمكشهاي ناشي از جنگ در نواحي گوناگون كره زمين؛ گرسنگي؛ امراض و بيماريهاي مختلف؛ مصائب  و مشقات زندگي در كشورهاي در حال توسعه؛ ترافيك و تصادفات حين انجام كار؛ آلودگي محيط زيست و عدم استفاده صحيح از دارو در كشورهاي صنعتي همه روز باعث بروز معلوليتهاي جديد مي شود .
لذا مي بايست پيش زمينه هاي اجتماعي موجود باشد تا معلولان را قادر سازد به واسطه فرصتهاي يكسان  براي زندگي و فعاليتهاي خود در اجتماع مستقل از موسسات خيريه و نهادهايي از اين دست به سر برند. بازپروري معلولان به منظور دستيابي به زندگي مستقل به نحوي كه خود مسئول زندگي خويش بوده و به خودكفايي برسند و نيز بتوانند به جامعه بپيوندند از اصول شرافت و وقار انساني محسوب مي شود.
 

 
دليل انتخاب روز سوم دسامبر به عنوان روز جهاني معلولان


 
روز جهاني معلولان كه از سوي سازمان ملل متحد به عنوان اقدامي مشترك از سوي سازمان ملل متحد اعلام شده است  زماني است براي برپايي جشن  و ارج نهادن به تجارب و تواناييهاي مردمي كه با معلوليتهاي گوناگون دست و پنجه نرم مي كنند.
 
                                                       
                                     
نگاهي اجمالي به تاريخچه روز  جهاني معلولان اين روز براي نخستين بار در سال 1992 ميلادي به منظور گراميداشت سالروز تصويب قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولان از سوي مجمع عمومي  سازمان ملل متحد اعلام گرديد. هدف از اين اقدام ارتقاء رشد اذهان عمومي درباره مسائل مربوط به معلوليتهاي مختلف؛ و افزايش آگاهيهايي بوده است كه مي بايست از مساله پيوستن افراد معلول در تمامي جنبه هاي سياسي؛ اجتماعي؛ اقتصادي و فرهنگي زندگي منتج شود. اين وضع به همين منوال طي شد تا  در سال 1999  شعاري با مضمون ( امكان دسترسي براي همه در هزاره جديد) برگزيده شد و سرلوحه امور قرار گرفت.
بيش از پانصد ميليون نفر به دليل نقص در سيستم روحي و مغزي جسمي و حسي از معلوليت رنج مي برند. اينان هر كجا كه باشند و در هر نقطه اي از دنيا كه به سر برند به دليل موانع ظاهري و يا اجتماعي با محدوديتهايي در زندگي خود مواجه مي شوند. در طي بيست سال اخير كوششهاي چشمگيري در شناساندن و معرفي اشخاص معلول به جامعه انساني صورت پذيرفته است.يكي ازمواردي  كه مي توان از آن به عنوان نقطه عطفي در اين زمينه نام برد اعلام سال 1981 ميلادي  به عنوان سال جهاني معلولين است كه توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد صورت پذيرفت. در سال بعد ( 1981 ) فاصله سالهاي 1992 – 1983 ميلادي دهه  جهاني معلولين نام گرفت تا كيفيت و شركت فعالانه و همه جانبه افراد معلول را در زندگي اجتماعي و گسترش و پيشرفت آنها ارتقاء بخشد.
 

 

قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولين كه در سال 1982 توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد به تصويب رسيد چارچوبي بين المللي را براي الحاق و  انضمام مسائل مربوط به انواع معلوليتها به يك برنامه ريزي ملي را فراهم مي آورد.در سال 1993 قوانين استاندارد در زمينه برابر سازي مجالها و فرصتهاي  زندگي براي افرادي كه با انواع  معلوليتها دست و پنجه نرم مي كنند به قانون مذكور افزوده شد  تا به منزله مكمل آن بوده و موجب قوام آن گردد.

عليرغم آنكه اين قوانين هيچگونه اجباري را  براي دولتها بوجود نمي آورند، تلويحا به عنوان تعهدات اخلاقي و سياسي تلقي مي شوند كه دولتها مي بايست در راه يكسان سازي فرصتهاي زندگي براي افراد معلول متقبل شوند. كوتاه سخن آنكه قوانين به اختصار بيان كننده اصول ويژه در مورد مسائلي چون مسئوليت پذيري، اقدام مقتضي  و همكاري مي باشند.  مساله يكسان سازي فرصتها و مجالها براي معلولين هر روز بيش از پيش توجه سازمان ملل متحد را به خود معطوف مي نمايد. يكي از مهمترين دغدغه ها در اين ميان به ويژه دسترسي به فناوري جديد، و نيز به محيط فيزيكي مي باشد .
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 20:9  توسط سيدحسين قاسمي  | 

 

                       

   قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگي ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند            مي شود همه از هم مي پرسند " چه کس مرده است؟ " چه غفلت بزرگي که مي پنداريم خدا تو را براي مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر تو را از يک نسخه عملي به يک افسانه موزه نشين مبدل کرده ام . يکي ذوق مي کند که تو را بر روي برنج نوشته ، ‌يکي ذوق مي کند که تو را فرش کرده ،‌ يکي ذوق مي کند که تو را  با طلا نوشته ، ‌يکي به خود مي بالد که تو را در کوچک ترين قطع ممکن منتشر کرده و ... ! آيا واقعاً خدا تو را فرستاده تا موزه سازي کنيم ؟

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتي آنان که تو را مي خوانند و تو را مي شنوند ،‌آنچنان به پايت مي نشينند که خلايق به پاي موسيقي هاي روزمره مي نشينند . اگر چند آيه از تو را به يک نفس بخوانند مستمعين فرياد مي زنند " احسنت ...! " گويي مسابقه نفس است ...

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به يک فستيوال مبدل شده اي حفظ کردن تو با شماره صفحه ،‌ خواندن تو از  آخر به اول ، ‌يک معرفت است يا يک رکورد گيري؟ اي کاش آنان که تو را حفظ کرده اند ،‌حفظ کني ، تا اين چنين تو را اسباب مسابقات هوش  نكنند .

     << خوشا به حال هر کسي که دلش رحلي است براي تو >>

آنان که وقتي تو را مي خوانند چنان حظ مي کنند ،‌ گويي که قرآن همين الآن به ايشان نازل شده است. آن چه ما با قرآن کرده ايم تنها بخشي از اسلام است که به صليب جهالت كشيديم .

                                                                                              << دكترعلي شريعتي >>

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 18:39  توسط سيدحسين قاسمي  |