|
|
|
|
|
الف- دستگاه شنوايي: از پیچیده ترین اعضای بدن است که علاوه بر شنیدن اصوات، حفظ تعادل بدن رانیز به عهده دارد و از سه بخش : خارجی، ميانی و داخلی تشکیل شده است.
- گوش خارجی ساده ترین بخش بوده و کمترین اهمیت را در عمل شنوایی دارد وشامل لاله و مجرای خارجی ( شنوایی ) است. لاله گوش جمع آوری صدا و تشخیص جهت صدا راعهده دار است. - گوش میانی شامل پرده صماخ ( تمپان )، شیپور استاش و استخوانهای سه گانه است. و ارتعاشات صوتی از گوش خارجی به پرده صماخ منتقل و آن را به ارتعاش درآورده واین ارتعاش به استخوانهای سه گانه منتقل می شود. شیپور استاش نیز برای تنظیم وایجادتعادل فشار هوای داخل مجرای گوش خارجی و گوش میانی عمل می کند. - گوش داخلی مرکز اصلی دستگاه شنوایی و حفظ تعادل بدن است و متشکل از حلزون ومجاری نیم دایره می باشد. حلزون وظیفه دریافت ارتعاشات صوتی و تبدیل آن را به جریانهای عصبی دارد و مجاری نیم دایره که سه عدد می باشند حفظ تعادل بدن رادر وضعیتهای مختلف با همکاری مخچه به عهده دارند. با توجه به این نکته که گوش خارجی و گوش میانی تنها وسیله ای برای رسانیدن امواج صوتی به مرکز اصلی شنوایی می باشند و گوش داخلی مرکز اصلی دستگاه شنوایی محسوب می شود. به همین لحاظ با توجه به بخشي كه دچار آسيب شنوايي شده است دو نوع کاهش شنوایی به وجودمي آيد: 2- عصبی یا ادراکی ( بر اثر آسیب به بخش داخلی گوش ) آسیب شنوایی در بخش انتقالی موجب حداکثر 50 تا 60 دسی بل افت شنوایی می گردد و در آسیب شنوایی عصبی موجب افت شنوایی بیش از 50 دسی بل خواهد شد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم بهمن 1382ساعت 8:25 توسط سيدحسين قاسمي
|
|
||
|
|
|
|
|
آنگاه زني كه كودكي در آغوش داشت گفت اي پيامبر با ما از فرزندان سخن بگو. و او گفت : فرزندانِ شما فرزندان ِشما نيستند. آن ها پسرها و دختران ِخواهشي هستند كه زندگي به خويش دارد. آن ها به واسطه ي شما مي آيند ،اما نه از شما ، و با آن كه با شما هستند ،اما از آنِ شما نيستند . شما مي توانيد مهرِ خود را به آنها بدهيد، اما نه انديشه هايِ خود را ، زيرا كه آنها انديشه هاي خود را دارند. شما مي توانيد تنِ آنها را در خانه نگاه داريد ، اما نه روحشان را ، زيرا كه روح ِآنها درخانه ي فرداست ،كه شما را به آن راه نيست ، حتي در خواب. شما مي توانيد بكوشيد تا مانندِ آنها باشيد ، اما مكوشيد تا آنها را مانندِ خود سازيد. زيرا كه زندگي واپس نمي دهد و در بندِ ديروز نمي ماند. شما كماني هستيد كه فرزندتان مانندِ تيرِ زنده اي از چله ي آن بيرون مي جهد. كمانگير است كه هدف را در مسيرِ نامتناهي مي بيند ،و اوست كه با قدرتِ خود شما را خم مي كند تا تيرِ او را تيز پر و دور رس به پرواز در آوريد. بگذاريد كه خم شدنِ شما در دستِ كمانگير از روي شادي باشد؛ زيرا كه او هم به تيري كه مي پرد مهر مي ورزد و هم به مكاني كه در جا مي ماند. برگزيده از كتاب پيامبر و ديوانه ، نوشته :جبران خليل جبران
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم بهمن 1382ساعت 8:14 توسط سيدحسين قاسمي
|
|
||