|
|
|
|
|
آنگاه برزيگري گفت با ما از كار سخن بگو و پيامبر درپاسخ گفت: شما با كار كردن در حقيقت با زندگي مهر مي ورزيد، و مهر ورزيدن با زندگي از راه كار يعني آشنا شدن با پنهاني ترين راز زندگي. وكار هميشه تهي است ، مگر آن كه مهري باشد ؛وهر گاه كه با مهر كار كنيد خود را به خويشتن خويش مي بنديد، و به يكديگر، و به خداوند خود. واما كار كردن با مهر يعني چه؟ يعني بافتن پارچه اي كه تار و پودش را از دل خود بيرون كشيده باشي، چنان كه گويي دلدارت آن پارچه را خواهد پوشيد . يعني ساختن خانه از روي محبت، چنان كه گويي دلدارت درآن خانه خواهد زيست . يعني كشتن دانه از روي لطف و برداشتن حاصل از روي شادي ، چنان كه گويي دلدارت ميوه اش را خواهد خورد. يعني دميدن دمي از روح خويش در هر آنچه مي سازي . كار مهري ست كه به چشم مي آيد. وتو اگر نتواني با مهر كار كني وجز از روي بيزاري كار نكني، بهتر آن است كه از كار دست برداري و در كنار دروازه ي معبد بنشيني و از كساني كه با شادي كار مي كنند صدقه بگيري . ازكتاب پيامبر وديوانه نوشته ي : جبران خليل جبران
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1383ساعت 8:10 توسط سيدحسين قاسمي
|
|
||